قدرت کلمات

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دوتا از انها به داخل گودال عمیقی افتادند.بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی که دیدند گودال چه قدر عمیق است و به دو قورباغه گفتند که دیگر چاره ای نیست،شکا به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بروند.اما قورباغه های دیگر دائما به انها می گفتند که دست از تلاش بردارید.چون نمی توانید از گودال خارج شوید و به زودی خواهید مرد.بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته ی دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت و بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.اما قورباغه ی دیگر با حداکثر توانش برای بیرون امدن از گودال تمام تلاش خود را می کرد.بقیه قورباغه ها فریاد می زدند که دست از تلاش بردار،اما او با توان بیشتری تلاش کرد و سرانجام از گودال خارج شد.

وقتی از گودال بیرون امدبقیه قورباغه ها از او پرسیدند:

مگر تو حرف های مارا نشنیدی؟

معلوم شد که قورباغه ناشنوا است!

در واقه او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند.

/ 3 نظر / 8 بازدید
جوكرفا

جوكرفا بلاگ ميزبان لبخند شما هستيم همراه با : 1-ماجراهاي آقا كاظم و عسل خانوم! 2-متن نامه زیبای آنجلینا جولی به اصغر فرهادی يك لبخند را ميهمان ما باشيد همراه با جوكرفا بلاگ

تینا

سلام.خیلی قشنگ بود.وبت خیلی نازه.به منم سر بزن tina.76

تینا

سلام.اپم بدو بیا[قلب]